حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

21 ماهگیت مبارک دختر ملوس ما

1394/12/19 10:14
نویسنده : مامان و بابا
802 بازدید
اشتراک گذاری

عزیز دل مامان و بابا ، این ماه که سپری شد ماه عزاداری امام حسین (ع) بود که شما حسابی عزاداری کردی ، قبول باشه نفسمون.

برای عاشورا تاسوعا به نهرپشته رفتیم و شما با پرچمی که هیئت سمت خونه مامانی مامان بهت داده بودند پرچمدار هیئت نهرپشته شده بودی ، فدات بشیم الهیبغل.

حسنا خانم آماده برای عزاداری امام حسین (ع) ، قربون اون چهره نازت بشیم الهی.

حسنا آماده برای عزاداری امام حسین

 

بهت گفتیم ژست بگیر که هزار ماشاله چه ژست قشنگی هم برای عکس گرفتی

ژست حسنا

 

اینم ژست قشنگ دیگه ای از شما با لب های غنچه ای

ژست حسنا

 

اینجا هم در مسجد نهرپشته ، قسمت زنونه بودیم و از همون جا پرچم تکون میدادی.

حسنا در مسجد نهرپشته

 

از دیدن تعزیه خیلی متاثر شدی.

حسنا متاثر  از دیدن تعزیه

 

از اراک که برگشتیم به روضه حضرت رقیه (س) که به مناسبت شهادت ایشون بود رفتیم این روضه هرسال تو هیئت سمت خونه مامانی مامان برگزار میشه که فقط دخترهای کوچک دعوت میشن وشما توفیق داشتی از دوران جنینی تو این مجلس زیبا دعوت شی ، به قول مامانی مامان حضرت رقیه (س) حسنا جون رو دعوت کردن .

دفعه اول که ناهار این روضه رو خوردی شما شش ماهه بودی و تو دل مامان بودی ، سال دوم  که دعوت شدی شما دیگه به دنیا اومده بودی و هشت ماهه بودی که با پاهای کوچولوی نازت با مامانی به این مجلس زیبا رفتی و امسال هم 21 ماهه بودی که با مامان و مامانی رفتیم خیلی خوب بود شما با دقت به نوحه ها گوش میدادی و ماشاله انقدر باهوشی که بدون اینکه ما چیزی بگیم سینه زنی هم میکردی ، قبول باشه نفس مامان و بابا.

حسنا در روضه حضرت رقیه

 

حسنا در روضه حضرت رقیه

 

این لیوان رو هم تو روضه بهتون دادن که خیلی خوشت اومده بود و اومدی خونه دوست داشتی دیگه با این فقط آب بخوری.

کادوی روضه

 

حسنا جون همونطور که تو مطلب کلاس زبانت برات گفتیم این ماه ، مامان سمیه موفق شد خودش به تنهایی رانندگی کنه و شما رو به کلاسات ببره که اینجا شما سوییچ رو دستت گرفته بودی و منو با اون زبون شیرینت صدا میکردی ، فکر کنم میگفتی مامان بیا نترس اگه نتونستی رانندگی کنی من هستم .

حسنا و رانندگی

 

آماده برای حرکتآرام

حسنا و رانندگی

 

اینجا تیپ ورزشی زدی تا با بابایی به پیاده روی بری.

حسنا با تیپ ورزشی

 

تو این ماه تونستی خودت نارنگی پوست بکنی که دیگه هرجا میرفتیم این کار رو میکردی و میوه مورد علاقت نارنگی شده بود.

اینجا اولین نارنگی ای بود که پوست میکندی.

حسنا و پوست کندن نارنگی

 

اینم نارنگی پوست کنده توسط شماتشویق.

نارنگی حسنا

 

وقتی شهریار میریم بابایی حسابی بهت میرسه همینطور که میبینی با هم به حیاطشون رفتید و بابایی از درخت برات انار کنده و  بهت دارن میدن.

حسنا و بابایی

 

تو کارهای خونه هم حسابی به مامان کمک میکنی .

حسنا در حال جاروبرقی کشیدن

 

تو این ماه هم توفیق داشتیم به زیارت آقا امام رضا (ع) بریم که مطلبشو جدا برات گذاشتیم اینجا آماده بودی و میخواستیم حرکت کنیم ، زیارت قبول نفس مامان و بابا.

حسنا با لباس زمستانی

 

پسندها (3)

نظرات (3)

biiitaaa
20 اسفند 94 17:04
مادر يعني : معرفت ، گذشت ، محبت . . .با وبلاگتون خيلي حال کردم بقول خودمونيا دمتون گرم واقعا وبلاگ محشري دارين اميدوارم هميشه شاد باشين و سلامت
مامان و بابا
پاسخ
خیلی ممنون
عمه سمانه
30 فروردین 95 11:04
دانشمند کوچولوی من عزیز دلم انشاالله موفق باشی.
مامان و بابا
پاسخ
مرسی عمه جونی
عمه سمانه
30 فروردین 95 11:07
عمه جونی قربونت بره قبولت باشه
مامان و بابا
پاسخ
مرسی عمه جونی